بهاربهار، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره

زندگی مامانی

واکسن چهار ماهگی

1394/12/19 2:08
نویسنده : ریحانه
107 بازدید
اشتراک گذاری

بهار جونم خدا رو شکر می کنم برای حضورت توی زندگی من و بابا جون

از کارای جدید که انجام می دی نیم خیز می شی ودوست داری بلند بشی.

 

تازه یاد گرفتی می گی هم. الهی من فدات بشم.

دستتاتو میگیری جلوی چشمتو بهشون خیره می شی.

یه جا خوندم توچهار ماهگی نوزاد باید دستشو دراز کنه ولی تو دراز نمی کردی و نگرانت شدم ولی بابا بهت کمک کردو تو هم یاد گرفتی که دستاتو واسه اشیاه نزدیکت دراز کنی.

از این شیرین کاریهات که بگذریم می رسیم به واکسنت.

وقتی بابا خوابوندت روتخت می خندیدی و نمی دونستی چی در انتظارته که واکسن توسط ایلین(فامیل بابا اینا) زده شد و داد تو بلند شد.

که کاش فقط این گریه بود, علی رقم مراقبت من و بابا تا یک هفته بی حال بودی و بیقرار.

طوری که یه شب تاساعت 2 گریه کردی اونم چه گریه ای دور چشمات سرخ شده بود, نا گفته نماند که منم باهات گریه می کردم و مجبور شدم به مامان پری نصف شب زنگ بزنم که بیاد پیشمون , اومدو یه کارایی کردو تو اروم شدی دستش درد نکنه..

خلاصه لعنت به این واکسن.

از خدا فقط تن سالم تو رو می خوام همه ی زندگیم.

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

biiitaaa
20 اسفند 94 21:12
مادر يعني : معرفت ، گذشت ، محبت . . .با وبلاگتون خيلي حال کردم بقول خودمونيا دمتون گرم واقعا وبلاگ محشري دارين اميدوارم هميشه شاد باشين و سلامت به سايت ماهم سري بزني شايد به دردتون بخوره يروزي